تبليغاتX
درد

درد

nasrin

انگار همین دیروز بود که رفتیم کلاس اول!

چقدر زود گذشت این 12 سال...

کتاب فارسی کلاس اول با اون گل قزمزش

 تو یه چشم به هم زدن گل ها شد 5 تا...

درس اول :

آب            بابا

بابا آب!

نان

بابا نان!

بابا آب داد.

بابا نان داد.

چه بارون قشنگی بود !

باران آمد.

مادر در باران آمد.

برادرم در باران آمد.

مادر با برادرم در باران آمد.

چقدر خوشمزه بود اون آشی که اکرم سبزی هاش رو پاک کرد...

آش                        کشک

مادر اکرم آش می پزد.

اکرم سبزی را پاک می کند.

مادر اکرم سبزی را پس از شستن در آش می ریزد.

او در آش رشته و کشک می ریزد.

اکرم و امین آش دوست دارند.

چه دوستای خوبی بودن اکرم و امین وژاله و جواد و ...

چه انارای قشنگی دلشت باغ عموی اکرم و امین!

گل ژاله پژمرده شده بود...

جواد جوجه داشت...

مریم مدادش رو گم کرده بود...

یه مرد داس داشت..

یکی نانوا بود...

یکی بنّا یکی نقّاش یکی نجّار...

سیب و سینی! زن و سوزن! توپ و پا!

اون روزا خوشا به حال کودک روستایی بود...

آبگوست غذای لذیذی بود...

nasrin

و اما درس آخر!

درس آخر

امروز درس آخر این کتاب را می خوانیم.

اکنون می توانیم بخوانیم و بنویسیم.

می توانیم قصه و داستان های شیرین بخوانیم.

سال دیگر به کلاس دوم می رویم.

از آموزگار خود که به ما خواندن و نوشتن یاد داده سپاسگذاریم.

خدایا تو را شکر می کنیم که به ما توانایی دادی تا خواندن و نوشتن را یاد بگیریم.

خدایا تورا شکر می کنیم که برای ما همه چیز آفریدی

خدایا تو را شکر می کنیم و فقط تو را می پرستیم.

+ نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387 2:23 PM توسط nasrin |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

درد من بی دردیه:دی سر خوش تر از من تو دنیا وجود نداره

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من ... من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مي ارزد


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پیوندها

زهراى من
.:مثه هيچكس:.
میلاد
.::ما چند نفر::.
EloQueNt
360 خودم
مریم
..::هم کلاسی ها::..
ممد
ارشيو حميد
مژده خانمی
آیدا
اتاق تاریک
جوجو
لیلی و مجنون
سياوش
نسیم
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin