تبليغاتX
درد

درد

دیروز تولدم بود

اما بیشتر از همیشه گریه کردم

فکر می کردم تولد ۱۸ سالگی خیلی جالب باشه

اما...

به قول زهرا ۱۸ سالگی تولدیه که غم هات هم قانونی و بزرگ می شن

دیروز مامانم داشت گریه می کرد...اونم دلش برا اقایی تنگ شده بود!

شیوا می گفت عید امسال و دوست نداره...

جمعه بود همه خونه عزیز بودیم حال اقایی بد شد دایی داشت بلند اشهد رو بالا سر اقایی می گفت اقایی تکرار می کرد

اقایی دایی احمد رو صدا می کرد ... دایی اومده بود دنبال باباش؟؟؟

عزیز بلند قرآن می خوند خیلی بلند

آقایی رو رو به قبله کردن

همه گریه می کردن....ساعت ۱ بود اقایی بهتر شده بود اما هنوز دایی بالا سرش قرآن می خوند

بابام مجبورم کرد بیام خونه

۳روز بعد ساعت ۳:۱۵ بعهد از ظهر مامان زنگ زد خونه به بابام گفت بره اونجا

فهمیدم....آخه اون روز دلم شور می زد

نیم ساعت بعد بابا زنگ زد گفت لباس مشکی منو اتو کن

رفتیم خونه عزیز

هنوز اقایی بود

مگه نگفته بودید اقایی خوب می شه؟؟؟ پس چرا اقایی چشماشو بسته؟ چرا همه گریه می کنن؟

دوستام یکی یکی تسلیت می گن!!!

اقایی چه زود رفت هنوزم باورم نمی شه...

 

پ.ن:اولین سالی بود که سال تحویل مامان نبود

پ.ن:دلم برا اقاییم تنگ شده

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388 2:11 PM توسط nasrin |


اقاییم مرد!

+ نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین1388 1:10 AM توسط nasrin |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

درد من بی دردیه:دی سر خوش تر از من تو دنیا وجود نداره

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من ... من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مي ارزد


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پیوندها

زهراى من
.:مثه هيچكس:.
میلاد
.::ما چند نفر::.
EloQueNt
ستوده
360 خودم
مریم
..::هم کلاسی ها::..
ممد
ارشيو حميد
مژده خانمی
آیدا
اتاق تاریک
جوجو
لیلی و مجنون
سياوش
نسیم
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin